تو در حاشیه ی گرداب به همه ی تعلقاتت آویزان ماندی ...
در ادامه، با جزئیات بیشتری به تو در حاشیه ی گرداب به همه ی تعلقاتت آویزان ماندی ... میپردازیم.
عجیب است... در ماندنمان با هم من بودم که رنج می کشیدم ... در نبودنمان هم، من..... از آنچه که به نظر می رسید انتخاب من است. از آنچه که انگار من می توانستم به سادگی آن ....... و نمی دادم....... تو هم در عذابی سخت بودی. هرگز اختیاری از خودت نداشتی. خانواده ات و مذهبت و خاستگاه اجتماعی ات و اعتيادت به مزخرفاتی که جامعه ات هر روز در گوشت می خواند که چنین نباید باشد و چنان نمی تواند باشد. تو را همیشه در حاشیه ی ماجرا - ماجرای من و تو- نگاه می داشت.
برچسب:
نویسنده: مریم رستگار
تاريخ: پنجشنبه
1 مرداد
1405 ساعت: 22:00